X
تبلیغات
دانستنی ها

دانستنی ها

من این وبلا گ را برای افزایش دانسته های شما مراجعه کنندگان عزیز ساخته ام

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 20:22  توسط محمد رضا جهانی  | 

کهکشان راه شیری

کهکشان راه شیری

 
    
کهکشان راه شیری
Milky Way IR Spitzer.jpg
تصویری از کهکشان راه شیری که در نور فروسرخ گرفته شده
اطلاعات رصدشده
نوعکهکشان مارپیچی میله دارSBbc
قطر۱۰۰٬۰۰۰ سال نوری
ضخامت۱۰۰۰ سال نوری
قدیمی ترین ستاره شناخته شده۱۳٫۲ میلیارد سال

همچنین ببینید: کهکشان, فهرست کهکشان‌ها

کَهکِشان راهِ شیری، نوار شیری‌رنگی است که در شب‌های تیره در نواحی بدون آلودگی نوری در آسمان دیده می‌شود. این نوار در حقیقت مکان هندسی ستارگان تشکیل‌دهنده قرص کهکشان ماست که از آسمان به طور دوبعدی دیده می‌شود.

تصویری از بازوهای کهکشان راه شیری

این کهکشان کهکشانی است مارپیچی و متناهی که بخشی از گروه کهکشان‌های همجوار است. این کهکشان یکی از میلیاردها کهکشان در جهان قابل مشاهده است.

نام آن ترجمهٔ اصطلاح لاتین via lactea است که دلیل این نام‌گذاری دیده شدن نوارهٔ کم‌رنگی از نور تشکیل شده توسط ستاره‌های وابسته به کهکشان است که از زمین این‌گونه دیده می‌شود. برخی منابع به طور قاطع راجع به این موضوع اعلام نظر کرده‌اند که عبارت راه شیری منحصرا اشاره به نواره نوری دارد که خود کهکشان در شب تولید می‌کند، در حالی که نام کهکشان راه شیری باید برای اشاره به خود کهکشان هم به‌کار رود. با این حال، معلوم نیست گستردگی این قرار داد چگونه است، و عبارت راه شیری به طور مداوم در هر دو مفهوم استفاده می‌شود.

کهکشان راه شیری، از روی زمین که در یکی از شاخه‌های بازوهای مارپیچی کهکشان قرار دارد هم‌چون نواری مه‌آلود و سفید و روشن در بالای آسمان در سراسر فلک به نظر می‌رسد.

این نور از ستاره‌ها و دیگر موادی که در درون سطح هموار کهکشان قرار دارند سرچشمه می‌گیرد. قطب شمال کهکشانی در بُعد (طول جغرافیایی) ۱۲ ساعت و ۴۹ دقیقه واقع شده‌است و میل آن +27.4° و نزدیک به ستارهٔ بتا گیسوی برنیکه است. قطب جنوبی کهکشان نزدیک به ستارهٔ آلفا سنگتراش قرار گرفته‌است.

مرکز کهکشان در راستای صورت فلکی کمان قرار دارد، و در اینجاست که راه شیری، درخشان‌ترین نور خود را دارد.

سطح هموار راه شیری به خاطر انحراف محور گردش زمین، در حدود ۶۰ درجه به سمت دایرةالبروج منحرف شده‌است. این سطح کهکشانی در سنجش با استوای آسمانی در شمالی‌ترین حالت خود از صورت فلکی ذات‌الکرسی می‌گذرد و در جنوبی‌ترین حالت از صورت فلکی چلیپا گذر می‌کند. این امر نشان‌دهنده انحراف بالای صفحهٔ استوایی زمین و صفحه دایرةالبروج نسبت به صفحهٔ کهکشانی است.

از صورت فلکی قوسی کهکشان راه شیری به نظر می‌رسد به غرب به سمت صورتهای فلکی ای از کژدم، آرا، گونیا، مثلث جنوبی، دو پرگار، قنطورس، مگس جنوبی، چلیپا، شاه تخته، بادبان، کشتیدم، سگ بزرگ، تک شاخ، شکارچی و دو پیکر، برج ثور، ارابهران، برساووش، آندرومدا، ذات الکرسی، قیفاووس و چلپاسه، ماکیان، روباهک، پیکان، عقاب، مارافسای، سپر، و برج قوس حرکت می‌کند. این واقعیت که راه شیری آسمان شب را به دو نیم کرهٔ مساوی تقسیم می‌کند، نشان دهندهٔ این است که منظومهٔ حورشیدی نزدیک صفحهٔ کهکشانی قرار گرفته‌است. کهکشان راه شیری به دلیل فضای میان ستاره‌ای که سطح کهکشان را پر کرده‌است درخشندگی نسبتا کمی دارد، که همین امر مانع می‌شود که ما مرکز روشن کهکشان را ببینیم، و به دلیل آلودگی نوری دیدن آن از هر نقطهٔ شهری یا برون شهری سخت است.

 

اندازه

صفحهٔ ستاره‌ای راه شیری درحدود ۱۰۰۰۰۰سال نوری قطر دارد و ضخامت آن به طور میانگین ۱۰۰۰ سال نوری است. تخمین زده شده که کهکشان راه شیری ۲۰۰بیلیون و یا احتمالا بالای ۴۰۰بیلیون ستاره دارد. رقم دقیق بسته به ستاره‌های با حجم بسیار کم است، که تعدادشان بسیار زیاد است. این را می‌توان با یک تریلیون ستارهٔ کهکشان مجاور، آندرومدا، مقایسه کرد. صفحهٔ ستاره‌ای لبهٔ تیزی ندارد و شعاع آن تا جایی است که هیچ ستاره‌ای وجود ندارد.

آنسوی صفحهٔ ستارهای، صفحهٔ ضخیم‌تر گازی است. مشاهدات اخیر نشان می‌دهد که صفحهٔ گازی راه شیری ۱۲۰۰۰سال نوری ضخامت دارد که دو برابر مقداری است که قبلا تصور می‌شد. به عنوان یک راهنمایی برای مقیاس‌های فیزیکی راه شیری، اگر قطر آنرا به ۱۰متر کاهش دهیم، منظومهٔ شمسی، با در نظر گرفتن ابر فرضی اورت، عرضی بیشتر از ۱/۰میلی متر نخواهد داشت.

هالهٔ کهکشانی که تا بیرون از کهکشان هم ادمه پیدا می‌کند، توسط گردش دو قمر راه شیری، یعنی همان ابرهای بزرگ و کوچک مگلانیک محدود می‌شود. در این فاصله یا فراتر از آن، گردش بیشتر اشیاء هاله دار توسط ابرهای مگتانیک مختل می‌شود، و اشیاء ممکن است از راه شیری به بیرون پرتاب شوند.

اندازه گیری‌های اخیر توسط (VLBA) نشان داده‌است که کهکشان راه شیری بسیار حجیم تر از آن است که قبلا تصور می‌شد. جرم کهکشان ما در حال حاضر مشابه با جرم بزرگترین کهکشان همسایه، آندرومدا، در نظر گرفته می‌شود. محققان با استفاده از (VLBA) و با استفاده از فرضیات کمتری نسبت به تلاش قبلی، قادر به اندازه گیری تغییرات ظاهری کهکشان و مناطق پرت و دور افتاده‌ای که ستاره‌ها در آنجا شکل می‌گیرند، هستند. البته در زمانی که زمین در سمت مخالف خورشید باشد. جدیدترین و دقیق‌ترین سرعتی که برای چرخش کهکشان در نظر گرفته می‌شود، در حدود ۲۵۴ کیلومتر بر ثانیه‌است، و این به میزان قابل توجهی بیشتر از مقدار قبلی یعنی ۲۲۰کیلو متر بر ثانیه‌است. و این موضوع به روشنی بیان می‌کند که راه شیری جرم کلی در حدود ۳ تریلیون برابر جرم خورشید دارد، که حدود ۵۰ در صد بیشتر از جرمی است که قبلا برای آن در نظر گرفته می‌شد.

کهکشان راه شیری از کنار

سن

نوشتار اصلی:شکل گیری کهکشان و تکامل آن.

یک شهاب سنگ برساووشی سبز و قرمز که در زیر کهکشان راه شیری در آگوست 2007 میلادی در عرض آسمان حرکت می‌کند

سن قدیمی‌ترین ستاره‌ای که تا کنون در کهکشان کشف شده(HE ۱۵۲۳-۰۹۰۱) در حدود ۶/۱۳بیلیون سال تخمین زده شده‌است، تقریبا به قدمت جهان، که با استفاده از اشعهٔ ماورای بنفش طیف سنج بزرگبرای اندازه گیری حجم برلیم دو ستارهٔ خوشه دی کروی تخمین زده شده‌است. زمان سپری شده بین ظهور اولین نسل ستاره در کهکشان راه شیری و اولین نسل ستاره در خوشه بین ۲۰۰تا۳۰۰میلیون سال استنباط شده‌است. با در نظر گرفتن اینکه سن تخمین زده شده برای ستاره‌ها در خوشهٔ کروی۸/۰±۴/۱۳ بیلیون سال است سن قدیمی‌ترین ستاره‌ها در راه شیری در حدود ۸/۰±۶/۱۳بیلیون سال تخمین زده می‌شود. صفحهٔ نازک کهکشانی نیز بین ۵/۶ تا۱/۱۰ بیلیون سال پیش شکل گرفته‌است.

ساختار

کهکشان متشکل از یک صفحهٔ نواری شکل است که توسط صفحه‌ای از گاز، غبار و چهار بازوی ستاره شکل احاطه شده که ساختار مارپیچی به سمت بیرون دارند. توزیع جرم کهکشان بسیار شبیه طبقه بندی Sbc Hubble است، که یک کهکشان مارپیچی است. ستاره شناسان در سال ۱۹۹۰به مدت یک دهه گمان می‌کردند که راه شیری یک کهکشان مارپیچی محدود است، به جای اینکه یک کهکشان مارپیچی معمولی باشد، در سال ۲۰۰۵ با مشاهدات تلسکوپ اسپیتزرکه نشان داد نوار مرکزی کهکشان بزرگتر از آن است که قبلا تصور می‌شد، شک آنها برطرف شد.

مرکز کهکشانی در راستای صورت فلکی قوسی

به نظر می‌رسد که جرم کهکشان راه شیری در حدود ۱۰۱۱× ۸/۵ برابر جرم خورشید است و شامل ۲۰۰تا۴۰۰بیلیون ستاره‌است. تصور می‌شود که بیشتر جرم کهکشان مربوط به مواد تاریک است، جرم مادهٔ تاریک هاله مانند ۶۰۰تا۳۰۰۰برابر جرم خورشید است که به طور یکنواخت توضیع شده‌است.

مرکز

در فاصله بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار سال نوری از خورشید مرکز کهکشان وجود دارد که یک سیاه‌چاله کلان‌جرم و خوشه‌های ستاره‌ای کروی زیادی وجود دارد.

ساختار بازوهای مارپیچی کهکشان راه شیری که ستارهٔ خورشید در شکل مشخص می‌باشد
راه شیری

صفحهٔ کهکشانی که برآمدگی ای به سمت بیرون دارد، دارای قطری در حدود ۷۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ سال نوری است. فاصلهٔ صفحهٔ کهکشانی تا خورشید۱۴۰۰±۲۶۰۰۰ سال نوری تخمین زده شده، در حالی که تخمین قبلی خورشید را دورتر ۳۵۰۰۰سال نوری از مرکز برآمدگی قرار می‌داد.

مرکز کهکشانی یک جسم بزرگ به هم پیوسته است که به نظر می‌رسد بقیه مواد به دور آن می‌چرخند. یک منبع رادیویی قوی با نام کماندار به این فکر افتاده‌است که از مرکز کهکشان راه شیری عکس برداری کند، که اخیرا تایید شده که دارای یک سیاه چالهٔ بسیار حجیم در مرکز آن است. تصور می‌شود که بیشتر کهکشان‌ها دارای یک سیاه چالهٔ بسیار بزرگ در مرکزشان هستند.

نوار کهکشان راه شیری که به نظر می‌رسد۲۷۰۰۰سال نوری درازا دارد، به سمت مرکز کهکشان ادامه پیدا می‌کند با زاویه‌ای حدود ۱۰±۴۴درجه نسبت به خط بین خورشید و کهکشان. که در درجهٔ اول از ستاره‌های سرخ تشکیل شده، و این یک باور باستانی است. این نوار توسط حلقه‌ای احاطه شده که به حلقهٔ kpc-۵معروف است، که شامل بخش بزرگی از هیدروژن مولکولی حاضر در کهکشان است. همچنین بیشتر ستاره‌های راه شیری ستاره‌های فعالی هستند، که از کهکشان همسایه، آندرومدا، دیده می‌شوند. که این امر بیانگر قابلیت بالای کهکشان ما است.

بازوهای مارپیچ

تصویر شماتیک از بازوهای کهکشان راه شیری

هر بازوی چرخشی توصیف یک لگاریتم است، با انحرافی در حدود ۱۲ درجه. تا همین اواخر باور بر این بود که ۴ بازوی مارپیچی بزرگ وجود دارد که همه از نزدیکی مرکز کهکشان شروع می‌شوند، که اسمی آنها از قرار زیر است:

کله غازی:۳-kpc و بازوی برساووش.

بنفش:بازوی گونیا خارجی(بلند به همراه محتویات تازه کشف شده)

سبز:بازوی سپر-چلیپا

صورتی :شاه تخته و بازوی کمان.

نارنجی:شکارچی و بازوی ماکیان(که شامل خورشید و منظومهٔ شمسی است)

مشاهدات رابرت بنیامین در سال ۲۰۰۸ از دانشگاه ویسکانسین- وایت واتر اریه شد که نشان می‌داد که راه شیری تنها دارای دو بازوی بزرگ ستاره‌ای است: بازوی برساووش و بازوی سپر-قنطورس، بقیه بازوها یا گوچک هستند یا الحاقی. و این به این معناست که کهکشان راه شیری از نظر ظاهر شبیه NGC ۱۳۶۵ است. خارج از بازوهای بزرگ چرخشی حلقهٔ تکشاخ یا حلقهٔ بیرونی قرار دارد، پیشنهادی توسط دو ستاره شناس با نامهای برایان یانی و هیدی جو نیوبرگ اریه شده مبنی بر اینکه حلقهٔ گاز و ستاره را بیلیون‌ها سال پیش از کهکشان جدا شده.

همان طور که برای بیشتر کهکشان‌ها مرسوم است، توضیع جرم در کهکشان راه شیری به گونه‌ای است که سرعت مداری بیشتر ستاره‌ها بستگی چندانی به فاصله از مرکز ندارد. به دور از برآمدگی مرکزی یا لبهٔ بیرونی، سرعت رایج ستاره‌ای بین ۲۱۰ تا۲۴۰ کیلو متر بر ثانیه‌است. از این رو سرعت مداری ستاره مستقیما متناسب است با طول مسیری که می‌پیماید. این برخلاف وضعیت در داخل منظومهٔ شمسی است، که نیروی جاذبهٔ دو جسم و اجسامی که می‌چرخند دارای سرعت‌های متفاوت ولی مرتبط هستند.

این تفاوت یکی از شواهد دال بر وجود جسم سیاه است. یکی دیگر از جنبه‌های جالب اصطلاح«باد کردن» بازوهای مارپیچی است.اگر قسمت داخلی بازوها سریعتر از قسمت خارجی بچرخدساختار مارپیچی بازوها از بین خواهد رفت.اما چنین چیزی در کهکشان‌های مارپیچی دیده نشده، به جای آن، ستاره شناسان فرض می‌کنند کهالگوی چرخشی یک موج چگال است که از مرکز کهکشان نشات می‌گیرد.و این شبیه ترافبک در بزرگراه هاست که ماشین‌ها همه در حال حرکت هستند، اما همیشه قسمتی وجود دارد که در آن ماشین‌ها آهسته حرکت می‌کنند. این مدل تصدیق این واقعیت است که تراکم ستاره‌ها در داخل یا نزدیک بازوهای چرخشی بیشتر است.

هاله

صفحهٔ کهکشانی احاطه شده توسط هاله‌ای کروی از ستاره‌های قدیمی و خوشه‌های کروی، که ۹۰درصد آنها در فاصلهٔ ۱۰۰۰۰۰سال نوری قرار گرفته‌اند.فرض بر این است که قطر هالهٔ ستاره‌ای در حدود۲۰۰۰۰۰سال نوری است.با این حال تعداد بسیار کمی خوشهٔ کروی در فواصل دورتر پیدا شده‌است، مانندPLA۴ و AM۱ که در فاصله‌ای دورتر از۲۰۰۰۰۰سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند.در حدود ۴۰ درصد این خوشه‌ها حرکتی برگشت دهنده دارند، یعنی حرکت آنها خلاف جهت چرخش راه شیری است. صفحهٔ گازی در برخی طول موج‌ها کدر به نظر می‌رسد، در حالی که مولفهی کروی اینطور نیست.شکل گیری و چیدمان ستاره‌های فعال در این صفحه انجام می‌گیرد، نه در هاله.خوشه‌های باز نیز عمدتا در این صفحه رخ می‌دهند. اکتشافات اخیر بر دانش ما نسبت به ساختار منظومهٔ شمسی افزوده‌است.با این کشف که صفحهٔ کهکشانی کهکشان آندرومدا بسیار بزرگتر از آن است که قبلا تصور می‌شد، این احتمال که صفحهٔ کهکشانی راه شیری گسترش بیشتری داشته باشد قوی تر می‌شود.و این گواه بر کشف جدید، بازوی صلیب شمالی است.با کشف کماندار کهکشان بیضوی کوتوله کشف شد.نوار کهکشانی باقیمانده به عنوان اجرام چرخنده‌ای که مربوط به کوتوله‌است و بر هم کنش آن با راه شیری باعث از بین رفتن آن می‌شود.مشابها با کشف کهکشان کوتولهٔ سگ بزرگ، این امر نمایان شد که حلقهٔ باقیماندهٔ کهکشان که از برهم کنش با راه شیری بوجود آمده، صفحهٔ کهکشانی را محصور می‌کند. در ۹ ژانویهٔ سال ۲۰۰۶ماریو جوریس و عده‌ای دیگر، از دانشگاه پرینستون اعلام کردند که شبیه ساز آسمان شمالی یک ساختار بزرگ خنثی در داخل منظومه یشمسی پیدا کرده که با مدل قبلی سازگاری ندارد.مجموعه‌ای از ستاره‌ها بالا می‌روند و نزدیک می‌شوند به خط عمود بر بازوهای مارپیچی کهکشان.تفسیر پیشنهاذی اینست که کوتولهٔ کهکشان به احتمال زیاد با راه شیری ادغام می‌شوداین کهکشان به طور آزمایشی به دوشیزهٔ ستارگان روان نام گرفت که در جهت خود دوشیزه استبا فاصله‌ای در حدود ۳۰۰۰۰سال نوری.

مکان خورشید و همسایگی آن

خورشید ممکن است در نزدیکی لبهٔ داخلی بازوی شکارچی کهکشان، در پف کردگی محلی در داخل حباب، و در کمربند گولد در فاصلهٔ ۱۰۰۰±۲۵۰۰۰ سال نوری از مرکز یافت شود.خورشید در حال حاضر در ۳۰-۵پارسک از صفحهٔ مرکزی کهکشان قرار دارد.فاصلهٔ بین بازوی محلی و بازوی بعد، بازوی برساووش، در حدود ۶۵۰۰ سال نوری است.خورشید و متعاقبا منظومهٔ شمسی در منطقهٔ قابل سکونت کهکشان یافت می‌شوند.

در حدود ۲۰۸ ستاره با درخشندگی بیشتر از ۵/۸در ۱۵ پارسکی خورشید قرار دارند. به عبارت دیگر ۶۴ ستاره ناشناخته در ۵ پارسکی خورشید قرار دارد. چگالی ای در حدود ۱۲۲/۰در هر مکعب در یک پارسک.و این نشان دهندهٔ این واقعیت است که بیشتر ستاره‌ها از درخشندگی کمتر از ۵/۸برخوردارند.

نقطهٔ اوج حرکت خورشید، یا نقطهٔ اوج خورشیدی، در جهتی است که خورشید در فضا در کهکشان راه شیری حرکت می‌کند.جهت عمومی حرکت خورشید به سمت ستارهٔ وگا بدر نزدیکی صورت فلکی هرکول با زاویهٔ ۶۰ درجهٔ آسمانی در جهت مرکز کهکشان است.انتظار می‌رود که مدار خورشیدی در اطراف کهکشان بیضوی باشد، به دلیل بازوهای مارپیچی و توضیع غیر یکنواخت توده‌ها.به علاوه خورشید به سمت بالا و پایین نوسان می‌کند به خاطره صفحهٔ کهکشانی به تعداد ۷/۲بار در هر چرخش. و این بسیار شبیه کار کردن نوسانگری است که بدون اعمال هیچ نیرویی نوسان می‌کند.

بین ۲۲۵تا ۲۵۰ میلیون سال طول می‌کشد تا منظومهٔ شمسی یک دور کامل در راه شیری بزند(سال کهکشانی).بنابراین به نظر می‌رسد ۲۰تا۲۵ دور کامل در طول عمر خورشید بزند.سرعت چرخش منظومهٔ شمسی حول مرکز در حدود ۲۲۰کیلو متر بر ثانیه است در این سرعت 1363 سال طول می‌کشد که منظومهٔ شمسی یک سال نوری را طی کند.

محیط

گروهی از ستاره‌شناسان با استفاده از یک تلسکوپ قدرتمند لیزری کهکشان راه‌شیری را مشاهده می‌کنند.

کهکشان راه شیری وکهکشان آندرومدا یک سیستم دوتایی از کهکشان بزرگ مارپیچی هستند، که خود آن قسمتی از ابر خوشهٔ دوشیزه هستنئد.

در ژانویه سال ۲۰۰۶، محققان گزارش داد که که پیش از این پیچ و تاب غیر قابل توضیح در دیسک از کهکشان راه شیری تا به حال نقشه برداری شده‌است و یافت می‌شود بطور موجی حرکت کردن، یا لرزش از طرف ابرهای ماژلانی کوچک وبزرگ به عنوان دایره کهکشان دایر کردند، باعث ارتعاش در فرکانس‌های خاص می‌شود هنگامی که لبه‌های آنها را از طریق آن منتقل می‌شود. قبلأ، این دو کهکشان، در حدود ۲ ٪ از جرم کهکشان راه شیری، خیلی کوچک برای تاثیر گذاری در کهکشان راه شیری در نظر گرفته شد. با این حال، با در نظر گرفتن ماده تاریک، حرکت این دو کهکشان ایجاد تأثیرات بزرگتر کهکشان راه شیری می‌شوند. با توجه به ماده تاریک نتایجاز حساب در حدود بیست برابر در توده برای کهکشان افزایش میابد. این محاسبه بر اساس مدل کامپیوتری ساخته شده توسط مارتین واینبرگ از دانشگاه ماساچوست امهرست. در این مدل، مادهٔ تاریک در حال گسترش خارج از دیسک کهکشانی با لایه گاز شناخته شده‌است. در نتیجه، مدل پیش بینی می‌کند که تاثیر گرانشی از ابرهای ماژانی است به عنوان تقویت شده که از طریق آنها، کهکشان منتقل می‌شود.

در اندازه گیری‌های کنونی پیشنهاد می‌شود که کهکشان آندرومدا است که ۱۰۰ - ۱۴۰ کیلومتر در ثانیه در نزدیک ما است. راه شیری می‌تواند در ۳ تا ۴ میلیارد سال با آن برخورد کند، به اهمیت اجزاء جانبی ناشناخته که در کهکشان حرکت نسبی دارند بستگی دارد. اگر آنها با هم برخورد، ستاره‌های فردی در داخل کهکشان با هم برخورد نخواهند کرد، اما در عوض دو کهکشان ادغام خواهد شد یک کهکشان بیضوی تنهابیشتر از مسافتی در حدود یک میلیارد سال را می‌پیماید.

مفهوم کلی سرعت خالص از هر جسم درمیان فضا بر طبق سوال نظریه نسبی EinsteinS معنادار نیست که اظهار کرد «ترجیح» شکل اینرسی مرجع در فضا است که حرکت اجسام را مقایسه می‌کند وجود ندارد.(حرکت باید همیشه نسبت به دیگر اجسام معین ومشخص شود).وقتی که حرکت کهکشان مورد بحث است، باید در ذهن نگه داشته شود.

اخترشناسان معتقدند که راه شیری تقریبا با ۶۳۰ کیلومتر بر ثانیه نسبت به شکلهای محلی حرکت مرجع است که حرکتشان از hobble ناشی است حرکت می‌کند.اگر کهکشان با۶۰۰ کیلو متر بر ثانیه حرکت کند زمین با ۵۱٫۸۴ میلیون کیلو متر بر روز یا بیشتر از ۱۱۸٫۹ بیلیون کیلومتر بر سال حرکت می‌کنند.

راه شیری، تصور می‌شود که در جهت مجذوب کننده بزرگ حرکت می‌کند.گروه محلی (یک خوشه گرانش، شامل کهکشان‌های مقید، در میان دیگران، کهکشان راه شیری وکهکشان آندرومدا)قسمتی از ابر خوشه‌است که ابر خوشه محلی نام دارد. در نزدیکی مرکز خوشه دوشیزه‌است:اگرچه آنها دور از یکدیگردر ۹۶۷ کیلومتر بر ثانیه درقسمتی از جریان هابل حرکت می‌کنند. انتظار است که سرعت کمتر خواهد شد. درنتیجه جازبه گرانشی بین گروه‌های محلی و خوشه دوشیزه فاصله ی۱۶٫۸ میلیون PCرا می‌گیرد.

شکل دیگر مرجع توسط تابش زمینه کیهانی آماده شده‌است. راه شیری با دور۵۵۲ کیلو متر بر ثانیه نسبت به فوتون‌ها در CMB به سوی ۱۰٫۵و۲۴° شیب(میل) در حال حرکت است. (عصر J۲۰۰۰، نزدیک مر کز Hydra). حر کت آن توسط ماهواره‌هایی از قبیل Comic Background Explorer(COME) و Wilkinson Microwave Anisotropy Probe(WMAP) وسهم دو قطبی درCMB مشاهده می‌شود. به طو ری که فوتون‌های در حال تعادل در CMB، در جهت حرکت به رنگ آبی منتقل کنید و در جهت مخالف قرمز منتقل کنید.

کهکشان برطبق نمودار بالستیکی در حرکت وضعی همانطور که در شکل نشان داده شده، در اطراف مرکزش می‌چرخد.اختلافی بین مشاهدهٔ نمودار بالستیکی (نسبتا یکنواخت) ونمودار بالستیکی مستقر بر روی دانستن جرم ستاره‌ها و گازها در راه شیری (محو شدن نمودار بالستیکی) به ماده تاریک نسبت داد.

ریشه‌شناسی و اعتقادات

بسیاری از آفرینش اسطوره‌ای در دور تا دور جهان وجود دارد که اساس راه شیری ونامش را توضیح می‌دهند. در اصطلاح انگلیسی یک ترجمه برای یونان باستان است که از لغت شیر گرفته شده‌است. همچنین منشأ این لغت کهکشان است. در یونان باستان، راه شیری توسط Hera وقتی که شیر خواره بود سبب شد.

در سانکسریک وچند زبان هند وآریایی، راه شیری Akash Ganga आकाशगंगा نامیده می‌شود. راه شیری در کتاب‌های مقدس ومعروف هند از قبیل Puranas وGanges مقدس نگه داشته شده وراه شیری در وضعیت زمینی با آنالوگ نجومی ر مورد بررسی وتحقیق قرار داده شده‌است. هرچند، یک دوره Kshiraنیز نام دیگری برای راه شیری در نوشته‌های هندو استفاده می‌شود.

در زبان فارسی کهکشان که در واقع کاه کشان است از این شباهت ریشه می‌گیرد که مسیر کهکشان راه شیری مانند این است که کسی کاه را در رسن (طناب) بسته و بر زمین ریگ آلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند، «کَه» مخفف کاه‌است. این گفتار به نقل از لغت نامه دهخدا می‌باشد.

در منطقه وسیعی از آسیای مرکزی به آفریقا، یک نام برای کهکشان راه شیری، کلمه‌ای برای «نی» ممکن است از افسانه Armenian باستان تهیه شده‌است ودر خارج به وسیله عرب‌ها انجام شده‌است. در چند اورالی، زبان ترکی، Fenno - Ugri، و در زبانهای بالتیک کهکشان راه شیری مسیر "پرندگان' نامیده می‌شود. از زمانی که معلوم شد راه مهاجرت پرندگان از راه شیری پیروی می‌کنند.Xi Qi نوشته مشهوری در بسیاری از فرهنگ آسیا در سرتاسرپل فصلی راه شیری توسط پرندگان شکل گرفت، معمولاً کلاغ‌ها وزاغ‌ها). نام چینی ان رودخانه سفید 银河 است که در سر تا سر آسیای شرق از جمله کره و ژاپن استفاده می‌شود. یک نام دیگر برای کهکشان راه شیری در چین باستان، مخصوصأ در شعر، رودخانه آسمانی天 汉 است. در ژاپن رودخانه سفید، به طور کلی کهکشان، سیستم رودخانه سفید یا رودخانه سمایی معنی می‌دهد در سوئد Vintergatan یا راه سفید نامیده می‌شود به این دلیل که ستاره‌ها در کمربند زمانی که زمستان خواهد رسید پیشگویی می‌کنند. در بسیاری از زبان ایبری کهکشان راه شیری رابه جاده قدیس James نام گذاشته‌است.

هم چنین بین تاریخ مشاهده کهکشان در Aristotal به ما در هواشناسی آگاهی می‌دهد. فیلسوفهای یونانی، Anaxagoras (۵۰۰-۴۲۸) (Democritus (۴۵۰-۳۷۰در نظر داشتند که ممکن است راه شیری مرکب از دور ستاره‌ها باشد. اگر چه Aristotal خودش معتقد است که راه شیری به وسیلهٔ "افروزش وبیرون دادن آتش در بسیاری از ستاره‌ها که بزرگ و متعدد وبه هم نزدیک بودند، سبب شدواین افروزش، در قسمت بالایی اتمسفردر منطقه‌ای از جهان که با حرکت‌های آسمانی پیوسته‌است، رخ داد. ستاره شناس عرب (۹۶۵-۱۰۳۷) Alhazenبه وسیله اولین تلاش در اندازه گیری ومشاهدهٔ زاویه شکست نور در کهکشان راه شیری را رد کرد و بنابراین مصمم بود که راه شیری هیچ شکست نوری ندارد. آن در زمین خیلی بعید که به اتمسفر وابسته نیست.

ستاره شناس ایرانی ابوریحان بیرونی پیشنهاد کرد که کهکشان راه شیری یک مجموعه از بیشمار ستاره‌های تار است. Andalusian Avempace پیشنهاد کرد که کهکشان راه شیری بسیاری از ستاره‌ها ساختگی است. اما یک تصویر کاملأ به هم پیوسته که اثر شکست در جو زمین را ایجاد می‌کند، پدیدار می‌شود. با استناد به مشاهدات خود، پیوستگی میان مشتری ومریخ در تاریخ (۱۱۰۶/۱۱۰۷ م) به عنوان مدرک. ابن خیام آل-جازیا پیشنهاد کرد که کهکشان راه شیری یک ده هزار ستاره‌های کوچک بسته‌ای باهم در ستاره‌های ثابت، در فلک است. و این ستاره‌های هستند که از سیاره‌ها بزرگتر هستند.

یک اثبات واقعی از کهکشان راه شیری که شامل بسیاری از آمدن ستاره‌ها در سال۱۶۱۰، زمانی است که از یک تلسکوپ برای مطالعه کهکشان راه شیری استفاده کردو پی بردند که از تعداد بسیاری از ستاره‌های کم رنگ ودرشت تشکیل شده‌است. دریک مقاله درسال ۱۷۵۵، امونوئل کانت، نقشه‌ای بر روی کار قبلی توماس رایت اندیشید، (درست)که راه شیری ممکن است از چرخش تعداد زیادی از ستارگان باشد که توسط نیروی گرانشی وابسته به منظومه شمسی اما در مقیاس‌های بزرگ نگه داشته شده‌است. دیسک حاصل از ستاره‌ها باید به عنوان یک باند درآسمان از منظر ما در داخل دیسک به نظر رسد. کانت نیز بسیاری از سحابی‌های راکه ممکن است در آسمان شب از کهکشان خودما جدا شودرا در نظر گرفت. اولین کوشش برای توصیف یک شکل از کهکشان راه شیری وموقعیت آن در درون خورشید، توسط ویلیام هرشل در ۱۷۸۵ از دقت بسیاری از ستارگان در مناطقی از آسمان پیدا بود. وی یک نمودار از شکل کهکشان با منظومهٔ خورشیدی در مرکز تولید کرد.

در سال ۱۸۴۵، لورد لوس یک تلسکوپ جدید ساخت و آن قادر بود بین شکل مارپیچ وبیضوی سحابی‌ها راتمییز قرار دهد. او همچنین یک منبع شخصی در بسیاری ازآن سحابی‌ها را ساخت ودین اعتماد حدس قبلی کانت را اداره کرد.

در سال ۱۹۱۷، هبرکرتیس یک نو اختر sآندرومدا را در درون سحابی آندرومدا مشاهده کرد(موضوع آشفته M۳۱) در جستجوی ضبط عکاسی، او ۱۱ نو اختر پیدا کرد. کرتیس شناخت که نو اختر بودند، میانگین ۱۰ برابر بزرگتر وکم نورتر از آنهایی که در داخل کهکشان ما رخ داده بودند. با یک نتیجه، او قادر بود با یک تخمین مسافت ۱۵۰۰۰۰پارسک مطرح کند. او یک توضیح دهنده برای فرضیه «عالم جزیره‌ای»شد، که اثبات کرد سحابی‌های مارپیچ واقعأ کهکشان‌های مستقل بودند. در۱۹۲۰ یک مناظرهٔ بزرگی دربین مکانHarlow و Heber، دربارهٔ ماهیت راه شیری، سحابی‌های مارپیچ، کهکشان خارجی درابعاد کیهانی، برای حمایت از ادعای خودش که سحابی بزرگ آندرومدا یک کهکشان خارجی است، صورت گرفت. کرتیس پیدایش یک باند سیاه شبیه ابرهای گردوخاک در کهکشان راه شیری را مورد لحاظ قرار داد، و همچنین قابل تغییردوپلر. دراوایل ۱۹۲۰ ادوین هابل یک ماده‌ای را بوسیلهٔ تلسکوپ جدید کشف کرد. که قادر بود قسمت‌های بیرونی بسیاری از سحابی مارپیچ از جمله:جمع آوری ستاره‌های شخصی و شناسایی بسیاری از متغییرهای قیفاروسی را برطرف کند. بدین گونه به او اجازه داد که مسافت سحابی‌ها را تخمین بزند. او بعلاوه به قسمت‌های فاصله دار راه شیری دست پیدا کرد. در۱۹۳۶هابل یک تقسیم بندی سیستمی برای کهکشان انجام داد که تا به امروز استفاده می‌شود. دنباله هابل.

تعداد سیاره‌ها

در ژانویه ۲۰۱۳ پژوهشگران و ستاره‌شناسان مؤسسه فناوری کالیفرنیا اعلام کردند که در کهکشان راه شیری به ازای هر ستاره دست کم یک سیاره موجود است. این موسسه تعداد سیاره‌های فراخورشیدی را ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد عدد، برآورد کرده است. پژوهش بر روی سیاره‌های ستاره کپلر ۳۲ نشان می‌دهد که سامانه‌های سیاره‌ای ممکن است الگو و قاعده‌ای برای ستاره‌های کهکشان راه شیری به شمار بروند.[۱]

ستاره‌شناسان مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین در گزارش خود اعلام کردند دست کم ۱۷ میلیارد سیاره فراخورشیدی زمین‌سان در کهکشان راه شیری مستقر می‌باشد.[۲]

جریان ذرات در مرکز کهکشان

در ژانویه ۲۰۱۳ یک جریان خروجی بسیار بزرگ از ذرات شارژ شده که به شکل یک آبفشان است، در مرکز کهکشان راه شیری کشف گردید. این جریان خروجی به کشیدگی و درازای ۵۰٬۰۰۰ سال نوری از صفحه کهکشانی است. محققین بر این باورند که سوخت و انرژِی این جریان شدید ذرات، از شکل‌گیری ستاره‌ها تأمین می‌شود

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 20:17  توسط محمد رضا جهانی  | 

آیا میدانیید که

ایا می دانیدکه....

یکی از رایج ترین نام ها در دنیا محمد است.

· 56% افراد چپ دست تایپیس هستند.

· یک سوسک می تواند ده روز بدون سر زندگی کند.

· یکی از شگفتی های ریاضی این است که حاصل ضرب عدد111111111 در خودش برابر است با12345678987654321 .

· مغز در هنگام خواب فعال تراز موقعی است که تلویزیون می بینیم.

· ناخن انگشت میانی سریع تر از انگشت شست رشد میکند.

· تمام خرس های قطبی چپ دست هستند.

· خوک ها به دلیل فیزیک خاص بدنی قادر به دیدن اسمان نیستند.

· در4000 سال قبل هیچ حیوانی اهلی نبود.

· حلزون می تواند سه سال بخوابد.

· فندک قبل از کبریت اختراع شد.

· صندلی الکتریکی به وسیله ی یک دندان پزشک اختراع شد .

· درهنگام عطسه قلب به اندازه ی یک میلیون ثانیه می ایستد.

· پروانه ها باپاییشان می چشند.

· استفاده از هدفون در هر ساعت،باکتری های موجود درگوش راتا700برابر افزایش می دهد.

· انسان های نئاندرتال،اولین انسان هایی بودن که مردگان خود راخاک می کردوظاهرا نوعی مراسم تدفین نیز داشتن.

· پرتو کیهان رافیزیک دانی اتریشی موسوم به ویکتورهس کشف کرد و برنده جاییزه نوبل شد.

فلفل راسلطان ادویه می نامند

فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد.

ستاره دریایی مغز ندارد.

اختاپوس سه قلب دارد.

قلب میگو در مغز آن است.

ماهی قرمز تنها وقایع تا سه ثانیه قبل را به یاد می آورد.

مورچه ها هرگز نمی خوابند.

اگر ماهی قرمز را در محل تاریکی نگه دارید کم کم یه سفید تغییر رنگ می دهد.

سگ های خال دار بدون خال متولد می شوند.

حلزون ها می توانند تا سه سال بخوابند و در این مدت هیچ غذایی نخورند.


موریانه ها وقتی به موسیقی هوی متال گوش می دهند چوب را با سرعت دو برابر می خورند.

مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است.

صدای نهنگ آبی بلند ترین صدایی است که یک موجود زنده می تواند تولید کند.

ساس ها می توانند ۱۳۰ بار بلندتر از طول خود بپرند. یعنی در مقایسه، یک فرد ۱۷۰ سانتی اگر توانایی مانند ساس ها داشت باید می توانست حدود ۶۸۰ متر بالا بپرد!

دایناسور استگوساروس حدود ۹ متر طول داشت اما مغزش به بزرگی یک گردو بود.

وقتی ملکه زنبور عسل وارد کندو می شود، آواز خاصی را زمزمه می کند، به این منظور که زنبورهای کارگر را تحریک کرده تا اگر ملکه دیگری وجود دارد به خاطر وی بجنگند.

خرس های قطبی می توانند تا ۲۵ مایل در ساعت( معادل تقریبا ۴۰ کیلومتر در ساعت) دویده و تا ۶ پا (۱٫۸۲ متر) در ارتفاع بپرند و همچنین با توجه به جنس موی بدنشان، توسط دوربین های مادون قرمز قابل تشخیص نیستند.

فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد.

ستاره دریایی مغز ندارد.

اختاپوس سه قلب دارد.

قلب میگو در مغز آن است.

ماهی قرمز تنها وقایع تا سه ثانیه قبل را به یاد می آورد.

مورچه ها هرگز نمی خوابند.

اگر ماهی قرمز را در محل تاریکی نگه دارید کم کم یه سفید تغییر رنگ می دهد.

سگ های خال دار بدون خال متولد می شوند.

حلزون ها می توانند تا سه سال بخوابند و در این مدت هیچ غذایی نخورند.


موریانه ها وقتی به موسیقی هوی متال گوش می دهند چوب را با سرعت دو برابر می خورند.

مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است.

صدای نهنگ آبی بلند ترین صدایی است که یک موجود زنده می تواند تولید کند.

ساس ها می توانند ۱۳۰ بار بلندتر از طول خود بپرند. یعنی در مقایسه، یک فرد ۱۷۰ سانتی اگر توانایی مانند ساس ها داشت باید می توانست حدود ۶۸۰ متر بالا بپرد!

دایناسور استگوساروس حدود ۹ متر طول داشت اما مغزش به بزرگی یک گردو بود.

وقتی ملکه زنبور عسل وارد کندو می شود، آواز خاصی را زمزمه می کند، به این منظور که زنبورهای کارگر را تحریک کرده تا اگر ملکه دیگری وجود دارد به خاطر وی بجنگند.

خرس های قطبی می توانند تا ۲۵ مایل در ساعت( معادل تقریبا ۴۰ کیلومتر در ساعت) دویده و تا ۶ پا (۱٫۸۲ متر) در ارتفاع بپرند و همچنین با توجه به جنس موی بدنشان، توسط دوربین های مادون قرمز قابل تشخیص نیستند.

دلفینها هم مانند گرگها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند!

8 دقیقه و 17 ثانیه طول می‌کشد تا نور خورشید به زمین برسد!

جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز ، مانع از اشک‌ریزی شما می‌شود!

در تایوان بشقابهای گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا ، بشقابشان را هم می‌خورند!

آیا می‌دانید که یک ‌چهارم استخوانهای بدن افراد ، در پایشان قرار دارد؟

اثر لب و زبان هر کس ، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!

آیا می‌دانید که تیز پروازترین حیوانات جهان پرندگانیاند که «پرستوک» نامیده می‌شوند پرستوک دم خاردار که در آسیا زندگی می‌کند ، قادر است با سرعتی بیش از صد و شصت کیلومتر در ساعت پرواز کند و با بالاترین میزان سرعت یک قطار سریع‌السیر رقابت کند.

آیا می‌دانید که کره مریخ با سرعت 240 کیلومتر در ساعت به دور خورشید می‌چرخد؟

آیا می‌دانید که هرچه از مرکز زمین فاصله بگیریم نیروی جاذبه کمتر می‌شود، در نتیجه وزن کاهش می‌یابد ، وزن فردی که در خط استوا ایستاده از وزن همین شخص در قطب شمال و جنوب کمتر است زیرا در خط استوا زمین بر آمده تر و در قطب هموارتر است این تفاوت وزن حدود پنج درصد است.

آیا می‌دانید که ظروف پلاستیکی تقریبا پنجاه هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند!

آیا می‌دانید که رشد کودک در بهار بیشتر است؟

آیا می‌دانید که یک چهارم خاک روسیه در سال پوشیده از برف است؟



-=آیا می‌دانید حس بویاییه مورچه با حس بویاییه سگ برابری می‌کند!=-

تنها قسمت بدن که خون ندارد قرینه چشم است!

شتر مرغ در 3 دقیقه 95 لیتر آب می‌خورد!


-=با 30 گرم طلا نخی به طول 81km می‌توان درست کرد!=-

-=ابررساناها موادی هستند که می‌توانند در حرارت بسیار پایین
الکتریسیته را بدون اینکه مقاومتی از خود نشان دهند هدایت کنند.=-

-=ابرمایعات نیز در درجه حرارت بسیار پایین ، یعنی تنها کمی بالاتر از
صفر مطلق ، فعالیت می‌کنند و هیچ نوع اصطکاکی نشان نمی‌دهند بطوری که اگر به گردش درآیند متوقف نخواهند شد.=-

اصل این ورزش از کدام کشورند؟

کشتی یونان شمشیر بازی ایتالیا

قایقرانی فرانسه چوگان ایران

بوکس یونان تنیس انگلیس

گلف امریکا راگبی انگلیس

فوتبال انگلیس بیس بال امریکا

کریکت انگلیس اسکی اسکاندیناوی

هاکی روی یخ کانادا شطرنج هندوستان

رویداد مهم علم پزشکی؟

نخستین انتقال خون به انسان ـسال1905

اولین درمان دیابت{مرض قند}با انسولین به وسیله ی فردریک بنتینگوچارلزبست ـسال1922

کشف پینی سینین به وسیله ی الکساندر فلیمینگ1928

راه اندازی نخستین کلیه ی مصنوعی یا دیا لیزـ سال1943

تهیه واکسن فلج اطفال به وسیله ی یوناس سالک ـسال1955

نخستین عمل پیوند قلب به وسیله ی دکتر کریستن بارنارددر کیپ تاون افریقای جنوبی ـ سال1967

ریشه کنی ابله با استفاده از واکسینا سیون سراسر جهان ـسال 1979

تشخیص اولین بیماری ایدز ـ1981

نکات جاب درباره ی خورشید؟

فاصله ازمین ـ000/000/150 کیلومتر

قطر ـ000/393 /1

حرارت سطح ـ00 5 /5 درجه سانتی گراد

حرارت مرکز ـ000 /000/15 درجه سانتی گراد

جرم ـ000 /333 برابر جرم زمین

زمان تشکیل ـحدود 5میلیارد سال پیش

زمان اتمام ذخیره هیدروزن ومتلاشی شدن هسته ـ4تا5میلیاردسال بعد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 20:12  توسط محمد رضا جهانی  | 

ماهی پیرانا

ماهی پیرانا

ماهی پیرانا
ماهیهای پیرانا به خاطر قدرت تایید شده شان در بلعیدن حیوانات بزرگ –و حتی انسانها- در زمانی کم شناخته شده هستند. اگرچه تا کنون رویدادی از مرگ انسان به وسیله ی این ماهی ثبت نشده است. بر خـلاف انسانـها پیرانا را برای مصرف غذایـی صیـد می کنند زیرا گوشت پیرانا خوش طعم و مطبوع است.
پیرانا معمولا از ماهیهای کوچکتر تغذیه می کند و این کار اغلب به سادگی با گازگرفتن از فلس یا باله ی آنها صورت می پذیرد. ولی این ماهیها تحت شرایط معین به خصوص اگر در یک دریاچه ی خشک به دام بیافتند به هر نوع حیوان دیگری که اشتباهاً در آب بیافتد حمله خواهند کرد.

البته فقط چهار یا پنج گونه از مجموع 20 گونه ی پیرانا از این لحاظ خطرناک هستند.
ماهی های پیرانا منطقه هایی از آبهای آمریکای جنوبی را که دارای آبهای تازه است به عنوان محل زندگی انتخاب می کنند، و گونه های گوشتخوار درقالب دسته های بزرگ ماهی به سوی خون و همچنین حرکت در آب جذب می شوند.
بعضی از قبایل هندی ساکن آمریکای جنوبی به طور سنتی از دندانهای پیرانا به عنوان ابزارهای بریدن استفاده می کنند.
محل زندگی پیرانای شکم سرخ یک منطقه ی کاملا وسیع در آمریکای جنوبی است و تقریباً در هر شاخه از رودخانه ی آمازون لانه می گزیند.
با این که پیرانا به درنده خویی مشهور است، کودکان هندی بدون هیچ درنگی به درون رودخانه هایی می پرند که پر از پیراناست. زیرا افراد محلی می دانند که پیرانا هیچگاه در رودخانه ای که پر از انواع ماهی های ریز است، به انسان حمله نمی کند. زیرا در آنـجا غذای کافـی برای او وجـود دارد.

پیرانـاها فقط در صورتـی خطرناک می شوند که بدون غذای کافی در مردابهای در حال خشک شدن اسیر شوند و شدیدا به حال گرسنگی بیافتند.
با این همه پیرانا ماهی مهاجم و درنده ای است که باید با احترام قابل ملاحظه ای در آکواریومها نگه داشته شود زیرا ممکن است با دندانهای غیرعادی خود صاحبان آکواریوم را گاز بگیرد!
با این همه بسیاری از افراد ممکن است علاقه داشته باشند پیرانا را در آکواریومهای شخصی نگه داری کنند. در واقع باید گفت پیرانا – مخصوصا ماهی بالغ- برای یک آکواریم خانگی مناسب نیست. البته یک گروه از ماهیهای جوان پیرانا را می توان چندین مـاه در یک آکواریـوم 150 لیتری نگهداری کـرد ولی وقتی ماهیـها بالـغ می شوند به طور معنی داری به افزایش فضای زیست احتیاج پیدا می کنند.
با این که ماهیهای پیرانا به طور دسته جمعی زندگی می کنند ولی هر فرد بالغ از اجتماع این ماهیها به فضای امن کافی برای زندگی نیاز دارد.

و در صورت محدود شدن فضای زیست آنها یک جریان دور زننده به وجود می آید به این صورت که ماهیهای بالغ نسبت به هم عصبانی و متشنج و بسیار پرخاشگر می شوند. و به زودی حملات جدی و شدیدی را آغاز می کنند که در پایان فقط ماهیهای قویتر از این برخوردها جان به در می برند و این حالت برای ماهی پیرانا به هیچ وجه مناسب نیست زیرا همان طور که گفته شد پیرانا یک ماهی اجتماعی با زندگی دسته جمعی می باشد.

به طور متوسط برای هر پیرانای بالغ به اندازه ی 100 لیتر حجم باید در نظر گرفته شود که این به معنی 600 لیتر برای شش پیرانای بالغ می باشد.
جنسیت پیرانا قبل از بلوغ از نظر ظاهری قابل تشخیص نیست (هر دو 12 سانتیمتر طول دارند)، ولی در هنگام بلوغ پیرانای نر دارای پوستی تیره تر و پیرانای بالغ دارای شکمی بزرگتر می شود.
ماهیهای پیرانا برخلاف دیگر اعضای خانواده ی خود یعنی کاراسینها، تخمهای خود را نمی خورند بلکه از آنها مراقبت می کنند.
نام «پیرانای شکم سرخ» به دوگونه ی مختلف از ماهی پیرانا اطلاق می شود که عبارتند از: پیگوسنتروس نترری (مربوط به مناطق آمازون و راه آبهای آن)، پیگوسنتروس پیرایا (که یک نمونه ی 57 سانتیمتری از این جنس بوده و فقط در ریو سان فرانسیسکو یافت می شود).
سایر گونه های بدنامی که اعضای جنس سراسالموس هستند، مثل پیرانا به وحشی بودن معروف نیستند.
یک واقعیت جالب توجه در مورد ماهیهای پیرانا این است که آنها دندانهای خود را مانند جنس کروکودیل، در طول دوران زندگیشان جایگزین می کنند.

البته آنها به جای جایگزین کردن دندانها به طور یکی یکی، کل ردیف دندانهایشان را به چهار قسمت تقسیم کرده (یعنی هر ردیف به دو قسمت)، و سپس هر یک چهارم از دندانها را که جایگزین کردند نوبت به یک چهارم بعدی می رسد و همین طور تا آخر؛ و این روند بدان معنی است که در یک زمان حداکثر یکی از چهار قسمت تعیین شده ممکن است بدون دندان باقی بماند.

و دندانهای جدید دو روز بعد در جای دندانهای قبلی که افتاده اند، رویش پیدا می کند. علت این نحو ریختن دندان، شکل خاص استخوان بندی دندانی در پیرانا است که در آن هر دندان در دندانهای اطراف خود قفل می شود. و این یعنی در بین دندانهای پیرانا درز وجود نداشته و لثه ی آن نیز فقط در قسمت فوقانی دندانها بوده و تا بین دندانها پیش روی نمی کند پس کل ردیف دندانها مثل لبه ی یک چاقوی برنده به هم چفت می شوند که این قابلیت به آنها امکان می دهد تکه های بزرگی از گوشت شکار خود را به آسانی پاره کنند.

و نیازی به یاد آوری نیست که دندانهای پیرانا به قدری محکم و سخت هستند که می توانند این لبه ی تیز را تا مدت زیادی حفظ کنند. و در صورت کند شدن آن پیرانا دندانهای خود را همانطور که شرح داده شد، جایگزین می نماید.
این ماهیهای قوی دارای بدنی به رنگ نقره ای و طوسی و شکمی به رنگ قرمز هستند و هنگامی که دندانهای تیز و برنده ی خود را نمایش می دهند بسیار تهدیدآمیز به نظر می رسند. همچنین وقتی در برابر نور خورشید قرار می گیرند بدن آنها تلألو طلایی رنگی از خود نشان می دهند.
نحوه ی تولیدمثل این ماهیها به این صورت است که پس از جفتگیری ماهی ماده تخمریزی می کند و ماهی نر وظیفه ی مراقبت از تخمها را بر عهده می گیرد. در طول مدت محافظت از تخمها ماهی نر بسیار پرخاشگر است و به هیچ ماهی دیگری اجازه ی نزدیک شدن به توده ی تخمها را نمی دهد.
500 گونه از پیرانا وجود دارد که بیشتر آنها گیاهخوار هستند و بیشتر ترجیح می دهند از میوه به عنوان غذا استفاده نمایند.
در هر حال گونه ی مورد بحث از پیرانا، یک جانور گوشتخوار است و اگر در شرایط سختی از نظر تأمین مواد غذایی قرار گرفته باشد، حتی ممکن است انگشت فردی را هم که با بی احتیاطی در آب قرار گرفته است، گاز بگیرد.

همین طور در حالت عادی پیرانا به انسان یا هر نوع جانور دیگر که زخمی شده باشد و در آب قرار گرفته باشد نیز حمله ور می شود. به طور مثال اگر یک گاو زخمی از روی یک پل به درون رودخانه ای که پیرانا در آن زیست می کند، پرت شود در حدود 15 دقیقه ی بعد استخوانهای گاو بر روی آب مشاهده می شود. و این کار معمولاً توسط یک گروه از پیراناهای بالغ قابل انجام است.
در حقیقت به طور قطع ماهی های پیرانا یکی از درنده خوترین ماهی های شناخته شده در نوع خود می باشند. و از این حیث در آمریکای غربی مشهور می باشند. ولی بر اساس مطالعات برخی محققان بسیاری از گونه های پیرانا بی خطر می باشند و تنها گونه ی گوشتخوار این موجود همان پیرانای شکم سرخ( Serrasalmus Nattereri ) می باشد.

بر اساس تحقیقات دانشمندان جمعیتهای وسیع از پیرانای شکم سرخ برای به دست آوردن غذا به آن حمله می کنند، بلکه باید با نا امیدی اعلام کرد که این جانوران خود را استتار می کنند و سپس به آرامی به طعمه نزدیک می شوند و در موقعـیت مناسب به آن حملـه ور شده و آن را می ربایند. همچنین مطالعات نشان می دهد که پیرانای شکم سرخ ترجیح می دهد از ناحیه ی باله ی دمی یا فلس طعمه –در صورتی که ماهی باشد- تغذیه کند، تا این که آن را یک جا ببلعد.
یکی از محققان در جریان بررسیهای خود در مورد گستره ی زندگی ماهیهای پیرانا، به جنوب آمریکا سفر می کند و در آنجا در می یابد که شمار کثیری از این ماهیها در رودخانه های آمریکای جنوبی وجود دارند و تعداد آنها بسیار بیشتر از مقداری است که تصور می شد.

همچنین در رودخانه های ونزوئلا و پرو بیشتر گونه های بی خطر این ماهی یافت می شوند. ولی در آبهای این مناطق نیز انواع درنده ی این جانور وجود دارند که ماهیگیران محلی با قرار دادن طعمه هایی از گوشت آنها را شکار می کنند که باید گفت این کار به مهارت زیادی احتیاج دارد زیرا در صورتی که ماهیهای پیرانـای بزرگـی به طرف طعمه جذب شوند آن گاه خطر خود صیاد را نیز تهدید خواهد کرد.
همان طور که می دانید ماهیها خونسرد هستند و تا کنون به طور تخمینی 20000 گونه ماهی شناخته شده است که بعضی از گونه های آنها تنها محدوده ی کوچکی از تغییـرات محیط زیسـت خود را تحمل می کنند.

در میان ماهیها ماهی پیرانا به خانواده ی کاراسین تعلق داردکه 1100 گونه دیگر علاوه بر پیرانا در این خانواده قرار دارند و بدین ترتیب این خانواده بزرگترین گروه از ماهیها را در میان خانواده های ماهیان ساکن آبهای شیرین، تشکیل می دهد.

همه ی ماهیهای خانواده ی کاراسین دارای بدنی رنگی با رنگهای روشن و درخشان هستند. نیز در این خانواده گونه های گوشتخوار و گیاهخوار با هم وجود دارد. و بسیاری از گونه ها مثل پیرانای شکم سرخ اجتماعی زندگی می کنند.
از میان 1100 گونه ماهی موجود در خانواده ی کاراسین در حدود 30 گونه مربوط به پیرانا می شود که در مورد رفتار آنها از لحاظ درنده بودن مبالغه شده است زیرا همان طور که گفته شد فقط گونه های محدودی گوشتخوار بوده و از این میان فقط پیرانای شکم سرخ می تواند برای انسان خطرناک باشد. و بومیان آمریکای جنوبی نیز از این مطلب آگاه بوده و به راحتی در رودخانه هایی که گونه های مختلف پیرانا در آن زندگی می کند، شنا می کنند و حتی گوشت پیرانا یک منبع رایج غذایی برای مردم آن سرزمین به شمار می رود.
پیرانای شکم سـرخ ماننـد سایر ماهیهای گوشتخوار به بوی خون در آب حساس می باشد و در حقیقت مکانیسم جذب این راهی به سمت طعمه همان احساس بوی خون در آب می باشد و در گونه های بزرگتر این حساسیت بیشتر نیز می شود.

همان طور که گفته شد دندانهای پیرانا برای تکه کردن و بلعیدن طعمه سازش یافته است؛ شکل دندانهای او مثلثی و بسیار تیز است تا جایی که بومیان مناطق آمازون از دندانهای پیراناهای بزرگ برای ساختن نوعی قیچی استفاده می کنند.
پیراناها در طول به ثمر رسیدن تخمهایشان دارای یک رفتار بسیار تهاجمی هستند و به هیچ ماهی دیگری اجازه ی نزدیک شدن به قلمرو خود را نمی دهند.
گستره ی انتشار این ماهی به طور عمده در شمال آمریکای جنوبی است. این ماهی برای نگهداری در آکواریوم ماهی مناسبی به شمار می رود به شرط آن که اندازه ی آکوایوم با افزایش سن او افزایش یابد و همچنین این ماهی به کیفیت آب بسیار حساس است و بایستی آب با pH و کیفیت مناسب برای او تهیه کرد (موارد مورد نیاز برای نگهداری پیرانا در آکواریوم در جدول مورد نظر آمده است).
پیرانای شکم سرخ بیشتر عمر خود را بی حرکـت می گذراند ولی در صورت نیاز می تواند با سرعت غیر قابل انتظاری شنا کند.
در حقیقت باید گفت این ماهی در مناطق آمریکای جنوبی در جایی که زیستگاه او محسوب می شود، شهرت زیادی به درندگی و خونریزی دارد. این ماهی به صورت دسته جمعی در آبهای کم عمق زندگی می کند و می تواند به هر موجودی که ممکن است بر حسب اتفاق در رودخانه پرت شود حمله کرده و در مدت زمان خیلی کمی اسکلت او را خالی از گوشت پس بفرستد!

به هر حال توصیه می شود اگر مایل به خرید یک ماهی زیبا و با شکوه برای آکواریوم خود هستید، قبل از تصمیم گیری در مورد خرید پیرانا همه ی اطلاعات لازم در مورد ایم ماهی گوشتخوار را به دست آورید. زیرا در صورت عدم اطلاع از موراد لازم ممکن است در انتها از خرید این ماهی نا امید شوید!

البته در ایالتهایی از آمریکا که دارای آب و هوای گرمتری هستند، نگه داری این ماهی ممنوع است زیرا این ماهی استوایی است و در آب و هوای گرم تکثیر پیدا می کند و با آزاد شدن در رودخانه خطـری برای دیگر شکلهای حیات در یک زیستـگاه مشتـرک محسـوب می شود.
این ماهیها از نظر رنگ تنوع زیادی دارند و حتی افراد یک گونه نیز با قرار گرفتن در شرایط زیستی مختلف، خصوصیات ظاهری مختلفی از خود نشان می دهند. همچنین این خصوصیات ظاهری در سنین مختلف نیز برای افراد یگ گونه از پیرانا متفاوت است.

چنان که نمونه های جوان دارای بدنی کشیده هستند و پشت بدن آنها در امتداد ستون مهره ها آبی- خاکستری است و دو پهلوی آنها دارای رنگ سبز زیتونی ظریف و زیبایی می باشد و نقاط متعدد نقره ای فلز رنگی نیز بر روی بدن آنها وجود دارد که ظاهر زیبایی به آن می بخشد. این ماهی در حالت بالغ علاوه بر خصوصیات یاد شده دارای شکم قرمز رنگی نیز می شود که نام او نیز از این جا گرفته شده است.
پیرانای شکم سرخ در مواقعی که نتواند به قلمرو قابل قبولی برای خود دست پیدا کند و از لحاظ حرکت و انتقال در محدودیت قرار بگیرد رفتار اجتماعی خود را از دست می دهد و به یک ماهی درنده و مهاجم تبدیل می شود.

و این حالت به خصوص در آکواریومهایی که فضای کافی برای نگهداری این ماهی ندارند بیشتر به وجود می آید و اگر ادامه پیدا کند منجر به این می شود که ماهیها به یکدیگر حمله می کنند و صدمات جدی و غیر قابل برگشتی نیز در ناحیه ی باله ی دمی یا بدن به یکدیگر وارد می سازند.
در هنگام خرید پیرانا برای آکواریم باید یک دسته ی جوان که در آن هر ماهی اندازه ی کوچکی داشته باشد، انتخاب شود و نیز باید دقت کرد که همه ی ماهیها باید در یک نوبت وارد آکواریوم شوند و پس از جایگزین شدن آنها در آکواریوم نباید ماهی دیگری از آن گونه به جمع اضافه شود. انتخاب و خرید این ماهیها به صورت گروهی و قرار دادن آنها در زیستگاهشان در یک زمان به آنها اجازه می دهد که با یکدیگر خو گرفته و یک گروه را تشکیل دهند.
ماهیهای پیرانا در آکواریوم خیلی زود در بـرابـر شرایـط نامساعـد واکنش نشـان مـی دهند و در مقابل شوکهای احتمالی ترسیده می شوند. برای فراهم کردن محیطی آرام برای این ماهی باید از گیاهان آبی مناطق آمازون در آکواریوم قرار داد و به این ماهی اجازه داد تا قلمرو امنی در میان این گیاهان برای خود اختیار کند.

بهترین و زیباترین حالت این ماهی را می توان هنگامی مشاهده کرد که نور خورشید به طور مستقیم به آکواریوم بتابد. در این حال ماهیهای بالغ در انعکاس نور بسیار زیبا به نظر می رسند و لکه های نقره ای بدن آنها در نور آفتاب می درخشد.
تغذیه ی پیرانای شکم سرخ باید بنابر طبیعت او انجام گیرد. این جانور گوشتخوار است و معمولاً از طعمه های زنده مانند کرم خاکی یا ماهی های کوچک دیگر تغذیه می کند. ولی تکه های گوشت گاو یا قلب آن نیز می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. در هنگام غذا دادن به پیرانا نباید دست را داخل آکواریوم کرد.
همچنین شرایط آبی که پیرانا در آن نگه داری می شود باید به این شرح باشد؛

این ماهی فعال به مقدار زیادی اکسیژن محلول در آب نیاز دارد و آب نباید ساکن باشد بلکه بایستی به وسیله ی تجهیزاتی از قبیل فیلترهای نیروی خارجی آب را در آکواریوم در جریان نگه داشت. همین طور آب باید مقدار کمی اسیدی باشد و pH آب در حدود 4/6 تا 8/6 مناسب است. رنگ این ماهی در آبهای سخت تغییر چندانی از خود نشان نمی دهد. دمای مناسب برای این ماهی 75 تا 81 درجه ی فارنهایت است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 19:56  توسط محمد رضا جهانی  | 

راز مثلث برمودا

راز مثلث برمودا

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.

مثلث برمودا

مثلث برمودا


در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت ۴۵/۷ دقیقه بامداد روز ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز «
مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان ۴۰ دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز ۵ دسامبر ۱۹۴۵ پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره ۱۹ نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

قبلا ***ین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت ۱۰/۲ دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود ۲۰۰ مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت ۴۵/۳ دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت … وضع اضطراری پیش آمده … انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم… ما قادر نیستیم زمین را ببینیم… تکرار می کنم … ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم … اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست… همه دستگاه ها از کار افتاده … همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است…
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم … خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید… کمک … کمک …
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با ۱۳ سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت ۴/۷ دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره ۱۹ بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه
مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مثلث برمودا

مثلث برمودا

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت می‌آید … ما نمی‌توانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

مثلث برمودا

مثلث برمودا

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

*
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

*
آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 19:41  توسط محمد رضا جهانی  | 

منقار پرندگان

از عجائب خلقت منقار پرندگان
منقار پرندگان از عجائب آفرينش اعضاى اين نوع از موجودات است . اولين چيزى كه جلب توجه مى كند، تناسب منقار با اندام حيوان است . مهمتر آنكه منقار و ساختمان ظاهرى آن با نوع نيازمندى هاى غذائى بدن كاملا مطابقت دارد. بعضى از منقارها همانند قايق برگشته و پشت رو شده است كه موجودات ريزتر را در داخل اين منقار قايق شكل مى اندازند و صيد مى كنند و بعضى از منقارها به صورت كلاهخود است .
منقار براى جذب غذا و شكار نمودن است و همينطور براى ساختن لانه و آشيانه استفاده مى شود.
داركوب با منقارش تنه درخت را همانند مته زدن ، سوراخ مى كند و براى خود آشيانه بسيار مطمئن و دور از دسترس دشمنان مى سازد. پرنده خياط نظرهاى عقلا را به خود جلب كرده است . پرنده اى به نام خياط هندى است كه لانه اش را با منقارش كه حالت سوزن خياطى دارد به توسط الياف گياهى مى دوزد و برگها را همانند پارچه استفاده مى كند و با الياف برگها را به هم مى بافد و سقف آشيانه را بدين صورت شيروانى مى كند تا از نفوذ آب به داخل آشيانه جلوگيرى كند. اگر چه حركات اين پرنده خياط از روى غريزه است ولى چه كسى اين قدرت طراحى را در اين پرنده قرار داد. آيا غير از پروردگار عالم قدرت ديگرى هم مى تواند ادعاى چنين طراحى زيبا در آفرينش حيوانات را داشته باشد؟
مرغابيها چگونه پرهاى خود را روغن مالى مى كنند؟ 
و فى خلقكم و ما يبث من دابة ايات لقوم يوقنون . (72)
و در خلقت شما و انواع بيشمار حيوانات كه در روى زمين پراكنده است ، آيات و براهين قدرت حق براى اهل يقين آشكار است .)
پرندگان آبزيى همچون مرغابيها و اردكها را ديده ايد كه چگونه در آب شنا مى كنند. پاهاى اين پرندگان همانند پاروى قايق رانى است كه بين انگشتان پاهايش پرده اى است كه همچون پارو عمل مى كند تا حيوان خود را به جلو براند. پرهاى زيبا و روغنى اين پرندگان كه هميشه نظيف و براق است تعجب تماشا گران را به خود جلب مى كند. خداوند كريم پرهاى اين پرندگان را به گونه اى آفريد كه آب را به خود جذب نكنند تا حيوان بتواند سبكبال باشد و روى آب بماند و ديگر اينكه در هواى سرد پرهايش به خاطر رطوبت زياد يخ نزند كه حيوان از بين برود. لذا طراحى بسيار ظريف و جالبى در خلقت اين نوع از پرندگان كه با آب سروكار دارند صورت گرفته است كه در نزديك دم اين پرندگان دو غده و يا كيسه كوچك چربى قرار دارد كه پرندگان با منقارشان به اين غده ها فشار آورده و چربيها را از كيسه بر مى داند و بر روى پرهاى خود مى كشند و پرها را صيقل مى دهند و روغن مالى مى كنند تا آب را به خود نگيرند. پرندگانى كه اين كيسه چربى را ندارند پرهاى آنها پودر افشانى مى كنند كه به صورت غبار است كه مانع از خيس ‍ شدن پرها مى شود. پرندگان آبزى با رفتن زير آب استحمام مى كنند و هميشه بدنشان را تميز نگه مى دارند و بعضى ها در شنزارها مى غلطند تا بدنشان تميز بماند. پرهاى پرندگان معمولا سالى يك بار مى ريزند و بجاى آنها پرهاى جديد و نو بيرون مى آيند كه همانند تعويض لباس براى آنها است . باقرقره پرنده اى است كه سه بار لباس عوض مى كند. در زمستان پرهاى سفيد در مى آورد تا بر روى برفها كه بازى مى كند كمتر در ديد دشمن قرار گيرد و در غير زمستان پرهاى تيره و خاكسترى در مى آورد تا به خوبى در مقابل دشمنانش استتار كند. حال چگونه انسان به تفكر ننشيند تا اين همه ظرافتها در آفرينش پرندگان ، او را وادار به پذيرش يك حقيقت كند كه در پشت اين پرده هاى گوناگون ، دست ناظمى نهفته است كه بايد به آن ايمان آورد و در مقابل قدرت بى انتهاى او تسليم شد و پيشانى عجز بر خاك درش سائيد.
مهاجرت پرندگان از عجائب ديگر خلقت
يكى از شگفتى هاى زندگى پرندگان مهاجرت آنها به سرزمينهاى مورد علاقه و متناسب با نيازهاى داخلى آنان مى باشد.
اگر خداوند اين غريزه مهاجرت را به پرندگان عطا نمى فرمود نسل بسيارى از پرندگان منقرض مى شد. لذا پرندگان مهاجر با تمام شدن فصل مورد علاقه خود به مكانهاى دور و نزديك مسافرت مى كنند، حتى از قاره اى به قاره ديگر و از كشورى به كشور ديگر سير مى كنند. پرستوها و چلچله ها و مرغابيهاى مختلف هوايى از همين نوعند.
پرنده اى به نام بابولينك از خانه تابستانى خود در آمريكا به مقصد برزيل به فاصله 8000 كيلومتر به سوى آشيانه زمستانى اش مهاجرت مى كند و پرستوى بارنى به فاصله 12000 كيلومتر از محل زندگى خود دور مى شود و سپس در سال آينده همين مقدار فاصله را پرواز كنان بر مى گردد، بطورى كه آشيانه سال گذشته خود را پيدا مى كند. يكى از محققين حلقه اى فلزى مخصوصى را به پاى يكى از اين پرندگان قرار داد و در سال آينده همان پرنده با همان حلقه مخصوص را در آشيانه خود مشاهده كرد. حال جهت يابى اين موجودات بدون بكارگيرى قطب نما و دستگاه الكترونيكى چگونه امكان پذير مى باشد! آيا عقل انسان مى تواند تحليل صحيحى داشته باشد تا همه اينها را مديون تصادفات در عالم هستى بداند؟ بيائيد بيشتر به اين امور فكر كنيم كه آيا راهى غير از اعمال قدرت خداوند حكيم راه ديگرى را مى شود جستجو كرد؟
(73)
قدرت شنوايى جغد و بينائى عقاب از عجائب خلقت
جغد قدرت شنوايى عجيبى دارد بطورى كه اگر يك موش در يك مزرعه اى در حال جويدن حبه جويا گندمى باشد، صداى جويدن موش به گوش جغد در حال پرواز با ارتفاع بالا مى رسد. و يا عقاب در حال پرواز، كوچكترين حركت موجودات روى زمين را مى بيند و با يك حركت سريع و تيز به صيدش نزديك مى شود و با پنجه هاى قدرتمند خود حتى بره گوسفند و يا بچه آهو را به راحتى شكار مى كند.
چشم تيزبين آهو و قوه شامه اش صيادان را خسته مى كند
آهو و ميش و بز كوهى از جمله حيوانات حلال گوشتى هستند كه دائما در معرض خطر صيد حيوانات درنده و يا صيادان قرار دارند. اگر چه كمتر موفق به ديدنش در كوه و صحرا مى شويم ولى غالبا در باغ وحشها قابل ديدن و تماشا هستند.
لابد به چشمان تيز و شاخهاى بلند و پيچ اين حيوانات دقت كرده ايد كه علاوه بر زيبايى خاص كه دارند ابزار خوبى براى دفاع از دشمن و صيادند. هوشيارى آهو و هم نوعانش را از زبان صيادان بى رحمى بشنويم كه براى اغراض و منافع شخص خود به شكار اين حيوانات نادر و زيبا مى روند. صيادان مى گويند اين حيوانات علاوه بر اينكه از چشم تيزبين و گوش ‍ حساس خود متوجه امور هستند، داراى حس بويائى قوى هم مى باشند.
اين حيوانات كمياب ، بوى باروت تفنگ را با فاصله چند صد مترى متوجه مى شوند و پا به فرار مى گذارند و آنقدر دقيق عمل مى كنند كه جهت بوى باروت تفنگ را مشخص كرده و خلاف آن فرار مى كنند. خصوصا اگر هوا كمى باد داشته باشد به محض شليك گلوله از تفنگ قبل از رسيدن گلوله به آنان بوى باروت به مشامشان مى رسد و سريع جابجا شده و از تيررس صياد دور مى شوند. آيا به حال به اين رابطه آهو و صياد در طبيعت انديشيده ايم ؟ راستى چه كسى اين تيز بينى را به اين حيوانات كوهى عنايت كرده است كه با پاهاى تيز رو، خودشان را از معركه خطر دور مى كنند؟ و اين تناسب رياضى و شكل هندسى بين اين نوع از حيوانات و محيط زندگى آنان و وجود دشمنان از صيادان و يا حيوانات درنده از ببر و پلنگ و گرگ و غيره چگونه و به دست چه نقاشى و معمار قدرتمندى طراحى شده است ؟!
پلك سوم براى پرندگان براى چيست ؟
پرندگان داراى پلك سومى هستند كه چشمان آنها را از هر گونه ضربات در زمين و هوا در حال پرواز محفوظ نگه مى دارد. پنگوئن هم كه از پرندگان آبى است داراى پلك سوم است تا در هنگام شناى در آب پوششى براى دو پلك ديگر باشد و چشمهاى اين حيوان در مقابل آب و موانع ديگر موجود در آب مصون بماند.
استتار و مخفى شدن پرندگان از دشمن
پرندگان براى استتار در مقابل خطرات احتمالى ، حركات مختلفى از خود بروز مى دهند كه بسيار شگفت انگيز است . به عنوان نمونه اى زيبا، نوعى از پرندگان هستند كه براى مخفى شدن از دشمن و صياد پرهاى خود را جمع مى كنند به صورتى كه قابل تشخيص نخواهند بود. و يا نوع ديگرى از پرندگان هستند كه منقار و گردن خود را به سمت بالا بطور كشيده قرار مى دهند كه بيشتر به يك چوب خشك در مردابها شبيه خواهند بود تا به يك پرنده ، لذا بدين وسيله خود را از دشمنان محفوظ نگه مى دارند. بيشتر پرندگان آشيانه را با رنگ محيط مطابقت مى دهند تا از ديد دشمن محفوظ بماند. چه كسى اين حيله هاى دفاعى را به اين پرندگان تعليم داده است ؟
رقص پرندگان به زيبائى طبيعت مى افزايد
پرندگان در هوا و يا در زمين پايكوبى و رقص دارند و آهنگهاى متنوع با بال زدنهاى خود و دهانشان بوجود مى آورند.
اگر چه انسان كمتر به اين مناظر چشم مى دوزد ولى پرندگان در بين خودشان احساسات درونى خويش را با بال زدن و صداهاى متنوع بروز مى دهند. اگر چه صداى دلنشين بلبلان و قناريها در فضاى طبيعت به گوش ‍ مى رسد و انسانها از آفرينش زيبا حقيقتى نهفته است كه بايد از صداى زيباى پرندگان و رقصهاى متنوع آنها متوجه شد. اگر چه گوش و چشم حقيقت بين مى طلبد و هر كس نمى تواند به حقائق هستى پى ببرد چرا كه بسيارى از انسانها در لابلاى زندگى پرندگان عبور مى كنند ولى توحيد كه رمز آفرينش عالم وجود است را درك نمى كنند.
آشيانه سازى پرنده بنگالى را بشنويد
يك نوع پرنده بومى بنگال به نام منقار شاخى است كه پرنده ماده در زمان تخم گذارى خود را براى ساختن لانه آماده مى كند. اين پرنده با منقار بلندى كه دارد جاى مناسبى را در روى درخت پيدا مى كند و به وسيله گل دهانه لانه اش را تنگ نموده به طورى كه فقط بتواند منقارش را بيرون بياورد. لابد در ذهن شما اين سؤ ال پيدا شده است كه چگونه غذاى مى خورد در حالى كه خود را در لانه اش با دست خودش زندانى نموده است ؟ حل اين مشكل بدين صورت است كه پرنده نر در بيرون آشيانه براى تهيه غذا كوشش ‍ مى كند و غذا را در چينه دان خود ذخيره مى كند و پس از آماده سازى غذا، در شبانه روز چندين بار به كنار آشيانه مى آيد و غذا را از چينه دان خود به نوك منقار آورده و در منقار پرنده ماده كه منقارش را از دهانه آشيانه بيرون آورده قرار مى دهد.
پرنده ماده با ساختن چنين لانه اى راه هرگونه حيوان حتى مار را مى بندد. حيوان پس از تخم گذارى و پرورش جوجه ها زمانى كه جوجه ها آماده پرواز شدند، دهانه آشيانه را با منقارش باز مى كند و خود به همراه جوجه هايش ‍ بيرون مى آيند.
(74)
تكثير نسل موجودات محاسبه شده و حكيمانه است
مگس از جمله حشراتى است كه به عنوان مزاحم در خانه و خانواده ها تلقى مى شود. آفرينش اين موجود هم بدون حكمت نيست . اگر چه انسان با اين همه پيشرفت علم و تكنيك به حقائق بسيارى از موجودات پى نبرده است چرا كه نردبان عقل بشر كوتاه است . اگر مگس براى انتقال بيمارى و ميكروب به عنوان موجود مضر محسوب مى شود ولى در جامعه نباتات و گياهان اثر مثبت دارد. تخم گذارى مگس در هر دوره به صدها هزار عدد مى رسد ولى چون عمر شان كمتر از دو هفته مى باشد سريعا از بين مى روند. بر خلاف مگس ، در گرگ و شير و حيوانات درنده زاد و ولدشان بسيار كم است و از طرفى زاد ولد حيوانات حلال گوشت همچون گاو، گوسفند، مرغ و ماهى زياد است .
حال به حكمت مندرج در آفرينش حيوانات ، خوب بينديشيد كه چگونه محاسبه شده است ؟ اگر عمر حشرات طولانى مى شد چه غوغايى در طبيعت اتفاق مى افتاد چرا كه همه انسانها بايد بيشتر اوقات زندگى را صرف دفع حشرات مى كردند و يا اگر گرگ و پلنگ و شير، زاد و ولدشان زياد مى شد خوف و وحشت همه جا را فرا مى گرفت و يا اگر تكثير نسل مرغان زمين و هوا و ماهيان دريا و حيوانات حلال گوشت همانند شتر و گاو و گوسفند و مرغ و اردك و انواع ديگر پرندگان و چرندگان كم مى شود، انسان از جهت تغذيه با مشكلات عديده روبرو مى شد. حال اين تناسب حساب شده ما را به خالق عالم و آگاه به احتياجات انسان و حيوان و گياه راهنمايى مى سازد. باشد تا كمى بيشتر به اين ارتباطات فكر كنيم .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 19:37  توسط محمد رضا جهانی  | 

مطالب جالب

 

 

*اسبها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.

*کانگروها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند.

*قلب میگو در سر آن واقع است.

*گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری کند.

*دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند.

*سالانه ۵۰۰ فیلم در امریکا و ۸۰۰ فیلم در هند ساخته میگردد.

*آدولف هیتلر گیاهخوار بوده است.

*تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون کور رنگ میباشند.

*عمر تمساح بیش از ۱۰۰ سال میباشد.

*تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس میباشند.

*موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند.

*مزه سیب، پیاز و سیب زمینی یکسان میباشد.و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم های متفاوتی می یابند.

*فیلها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب و ۲۵۰ کیلو گرم یونجه مصرف کنند.

*جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمیباشند.

*۸۰ درصد امواج مایکرو ویو تلفنهای همراه بوسیله سر جذب میگردد.

*قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند ۵ تا ۷ سانتی متر بلنتر میگردد.

*بلژیک تنها کشوری است که فیلمهای غیر اخلاقی را سانسور نمیکند.

*جلیغه ضد گلوله، برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان میباشند.

*موز پر مصرف ترین میوه کشور امریکا میباشد.

*درتمام انسانهای کره زمین ۹۹٫۹ % شباهت ژنتیکی وجود دارد.

*۹۸٫۵ % از ژنهای انسان و شامپانزه یکسان میباشند.

* قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد.

*لئوناردو داوینچی مخترع قیچی میباشد.

*سطح شهر مکزیک سالانه ۲۵ سانتی متر نشست میکند.

*۵۰ %جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نکرده اند.

*در هر ۵ ثانیه یک کامپیوتر در سطح جهان به ویروس آلوده میگردد.

*ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال طول میکشد تا در طبیعت شروع به تجزیه شدن کنند.

*اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند.

*۹۰% سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1392ساعت 23:20  توسط محمد رضا جهانی  |